نقش هیأت مدیره شرکتها در مدیریت ریسک در عرصه سازمان
آفیس،داکس،21 صفحه
معرفی
به دنبال بحران اعتباری سال 2007 در سال 2008 و در نتیجه این بحران مالی در سطح بینالملل منجر به شنیدن صدای خرد شدن چرخهای اقتصادی کشورها و خانوارها بصورت کامل در زیر بار فشار اقتصادی حاکم بر اقتصاد سراسر جهان گردید که به تبع آن همزمان با ایجاد بحران و تبعات ناشی از آن مباحث متعدد و بصورتی گسترده در محافل عمومی و جوامع حرفهای در بخش اقتصاد، درخصوص حوزه حاکمیت شرکتهای بزرگ با موضوعیت مدیریت ریسک مطرح گردید. بطوریکه فدراسیون بینالمللی حسابداری (IFAC) در این ارتباط به موضوع بحران مالی با این عبارت اشاره مینماید که"بحران مالی که در سالهای اخیر دندههای اقتصاد را در زیر چرخهای خود خرد نموده است لذا از این رخداد میبایست درسهایی را آموخت که اهم آن عبارتند از":
الف) آنچه به عنوان یک موضوع مهم و برجسته ناشی از کالبدشکافی بحران مطرح میباشد این است که در برخی از سازمانها به ویژه مؤسسات مالی شیوهها و ساختارهای کنترل داخلی و مدیریت ریسک در آنها بصورت ناقص اجرا شده و یا عملاً شیوههای کنترلی بکار گرفته شده در آنها بیاثر بوده است.
ب) عامل مهم دوم در بحران مذکور که دامنه گستردهتری داشته است به عنوان یکی دیگر از عوامل ایجاد بحران مربوط به تمرکز بیش از حد سازمانها به اعمال کنترلنسبت به گزارشات مالی خود در دورههای قبل از بحران بوده است.
در این گزارش بیشتر بر این موضوع استدلال شده است که به عنوان یک نتیجه غالب این موضوع است که فرآیندهای نظارتی زمان رسیدگی و حوزه مورد رسیدگی برای شناساییریسکهای تحقق یافته صرف نگردیده است و غالب خطرات تحقق یافته در این فرآیند در مواردی به غیر از موارد مرتبط با ریسکهای گزارشگری مالی بوده است یعنی اینکه ریسکهای تحقق یافته ناشی از عملیات اجرایی در شرایط خاص بوده است. بنابراین این موضوعی تعجبآور نیست که در بسیاری از گزارشات منتشره که در ارتباط با بررسی حوادث سالهای 2007 و 2008 (بحران مالی) صورت پذیرفته است این نتیجه غالب حاصل شده است که این رخدادها ناشی از تشخیص اشتباه، قضاوت غلط و یا سوء مدیریت در ارزیابی و مدیریت ریسک در سحط سازمانها و جامعه اقتصادی بوده است که در ساختار حاکمیت شرکتهای بزرگ وجود داشته است و این موضوع به عنوان عامل اصلی و مرکزی این بحران در جامعه اقتصادی مطرح میباشد که عملاً به عنوان رویدادی مطرح است که لرزهای بزرگ بر اقتصاد شرکتهای بزرگ و بینالمللی وارد نمود و پسلرزههای آن تا به حال که 5 سال از زمان آغاز بحران میگذرد همچنان ادامه دارد.
شورای گزارشگری مالی1(FCR)در اواخر سال 2011 با بررسی و اعلام نقش کلیدی هیأت مدیره شرکتها به عنوان بهترین و اصلیترین بازیگردان در اداره شرکتها در فرآیند مدیریت ریسک این موضوع را به عنوان اصلیترین نقش هیأت مدیره در ادامه شرکتها مطرح نمود که این موضوع بر همین اساس به عنوان رهنمود شبکه حاکمیت شرکتی ریسک (ICGN)2در سطح اداره نظارت بینالمللی مطرح گردید که فرآیند نظارت بر ریسک در سازمانها با هیأت مدیره آغاز میشود و او عملاً ناظر پیادهسازی مدیریت ریسک استراتژیک میباشد و پس از آنها و مدیریت زمان موظف بر اجرایی نمودن آنعملیات میباشد.
در این ارتباط نیز با مشاهده موارد مطروحه در گزارش شورای گزارشگری مالیFRC نقش هیأت مدیره به عنوان نقش مرکزی و هسته اصلی سازمان در فرآیندهای تصمیمگیری تعریف شده است بطوریکه در این گزارش عناصر مختلف و مسئولیتهای هیأت مدیره برای کنترل مواد ریسک و مواردی که مشمول ریسک هستند شامل موارد زیر مطرح گردیده است:
الف) رویکرد فرهنگی به موضوع ریسک و خطر در سازمان
ب) شناسایی ریسک
ج) نظارت بر حوزه و گستره ریسکخصوصاً ریسکهای کلیدی
د) نظارت بر فرآیندهای مدیریت و کاهش سطح ریسک با اعمال کنترل
هـ) حصول اطمینان از اینکه شرکت دارای سیستمهای مؤثر در مدیریت بحران میباشد
بنابراین در این متن قصد داریم که برای توسعه سطح دانش حرفهای جامعه اهم.........ادامه دارد.
شرح مختصر : هدف از ارائه این مقاله آشنایی اولیه علاقه مندان حسابداری، با حسابداری اجتماعی است. در این مقاله تعاریف اولیه از حسابداری اجتماعی آورده شده است. سپس به استفاده کنندگان از حسابداری اجتماعی اشاره شده است.در این مقاله همچنین به تاریخچه و بعد از آن به اهداف حسابداری اجتماعی و مزایای آن و سپس به مشکلات پیاده سازی حسابداری و گزارشگری اجتماعی اشاره شده است. بسیاری از رفتارها و اقدامات مدیران و کارکنان، متأثر از ارزشهای اخلاقی بوده، ریشه در اخلاق دارد. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمانها، در جوامعی مانند ایران که از یک سو دارای ارزشهای اخلاقی غنی بوده، از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته فاصله قابل توجهی دارند، میتواند معضلاتی بزرگ برای سازمانها به وجود آورد. به علاوه با افزایش انتظارات اجتماعی از سازمانها، جوامع نسبت به مسائلی مانند محیط زیست ، حقوق زنان، کودکان، اقلیتها، معلولان، برابری استخدام و کاهش نیروی انسانی، حساستر شدهاند. بیتوجهی سازمانها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذینفعان بیرونی، میتواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را مورد پرسش قرار داده، درنتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. اخلاق کار ضعیف، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران موثر بوده، میتواند بر عملکرد فردی ، گروهی و سازمانی اثر بگذارد.
فهرست:
چکیده
مقدمه
تاریخچه
تعریف حسابداری اجتماعی
مفروضات سیستم حسابداری مسئولیتهای اجتماعی
مفاهیم حسابداری اجتماعی
مفهوم حسابداری مسئولیتهای اجتماعی
مزایا و مشکلات اجرای سیستم حسابداری مسئولیتهای اجتماعی
مشکلات تفکیک هزینه های اجتماعی و اقتصادی
معیارهای تفکیک هزینه های اجتماعی از اقتصادی
مشکلات مربوط به ارتباط هزینه ها و منافع اجتماعی
ماهیت حسابداری اجتماعی
پیشینه بحث و آرای مطروحه
حد و مرز مسئولیتها
نقد آرای مطرح در نظام آنگلوساکسون
متن مصاحبه حسابداری مسئولیتهای اجتماعی در کشور آمریکا
دیدگاههای مسئولیت اجتماعی
نظریات
هزینه های اجتماعی در سیستم حسابداری مسئولیتهای اجتماعی عبارتنداز
استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری اجتماعی
اهداف حسابداری اجتماعی
هدف استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری اجتماعی
رویکرد های مسوولیتهای اجتماعی شرکتها
برنامه ریزی اهداف اجتماعی
سودمندی اطلاعات حسابداری اجتماعی
مسئولیت های اجتماعی – اخلاقیات سازمانی
مزایای حسابداری اجتماعی و دلایل پیاده سازی آن
سود و مسئولیت های اجتماعی در شرکت ها
نتیجه گیری
منابع و ماخذ